1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫«چشمانِ سوگوار»

2
00:01:31,740 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۱۸

3
00:01:36,950 --> 00:01:39,230
‫داداش تنهایی رفت توی مترو،

4
00:01:39,230 --> 00:01:41,200
‫و نمی‌دونم کجاست.

5
00:01:42,210 --> 00:01:43,610
‫باید پیداش کنم.

6
00:01:44,430 --> 00:01:45,630
‫مهم نیست چی بشه،

7
00:01:46,400 --> 00:01:48,890
‫ما باید این مأموریت رو با هم تموم کنیم.

8
00:02:10,010 --> 00:02:12,760
‫هر کسی که ذره‌ای عقل سلیم داشته باشه،

9
00:02:12,760 --> 00:02:15,150
‫می‌دونه که نباید سوار این قطار ارواح بشه.

10
00:02:22,780 --> 00:02:25,210
‫اگه بخوام طبق داستان بازی پیش برم،

11
00:02:25,760 --> 00:02:28,010
‫احتمالاً الان باید دنبال این قطار ارواح راه بیفتم.

12
00:02:31,120 --> 00:02:32,710
‫خیلی تاریکه.

13
00:02:35,360 --> 00:02:38,470
‫انگار تو این فضای ترسناک، فقط من زنده‌م.

14
00:02:42,010 --> 00:02:43,010
‫یه پرنده؟

15
00:02:43,490 --> 00:02:44,850
‫چطور ممکنه اینجا...

16
00:02:56,340 --> 00:02:57,530
‫اینا...

17
00:03:00,150 --> 00:03:01,180
‫شیاطینِ باد؟

18
00:03:04,240 --> 00:03:05,740
‫این شیاطین باد...

19
00:03:06,270 --> 00:03:07,780
‫جسدن؟

20
00:03:24,010 --> 00:03:26,470
‫از وقتی وارد مترو شد دیگه نتونستیم ببینیمش.

21
00:03:26,470 --> 00:03:28,590
‫با خرگوشمون چیکار کنیم؟

22
00:03:29,180 --> 00:03:33,360
‫رئیس گفت اولین نگهبان‌هایی که بعد از ورود به نیبلونگن
‫باهاشون روبرو میشن، شیاطینِ باد هستن.

23
00:03:33,360 --> 00:03:35,380
‫ما اونو فرستادیم تا اژدها رو بکشه،

24
00:03:35,380 --> 00:03:37,760
‫نه اینکه غذای شیاطین باد بشه!

25
00:03:37,760 --> 00:03:40,320
‫مهم نیست. من براش آماده بودم.

26
00:03:40,320 --> 00:03:43,110
‫من یه رایحه‌ی خاص روی لباسش گذاشتم.

27
00:03:43,110 --> 00:03:45,300
‫شیاطین باد از اون بو متنفرن.

28
00:03:45,800 --> 00:03:49,910
‫باعث میشه حالشون بد بشه،
‫درست مثل تأثیر سیر روی خون‌آشام‌ها.

29
00:03:49,910 --> 00:03:52,830
‫پس شیاطین باد از خونش تغذیه نمی‌کنن؟

30
00:03:52,830 --> 00:03:54,280
‫نرهاش نه،

31
00:03:54,280 --> 00:03:58,120
‫البته تا وقتی که کار احمقانه‌ای نکنه
‫که توجهشون رو جلب کنه.

32
00:03:59,020 --> 00:04:02,380
‫نور! من تنها منبع نور توی این تونلم! شاید...

33
00:04:15,640 --> 00:04:16,680
‫رفتن.

34
00:04:18,080 --> 00:04:20,120
‫واقعاً بخاطر نور بهم حمله کردن.

35
00:04:21,840 --> 00:04:24,230
‫این شیاطین باد همه‌جا هستن.

36
00:04:24,230 --> 00:04:26,040
‫اگه از شرشون خلاص نشم، نمی‌تونم تکون بخورم.

37
00:04:28,370 --> 00:04:29,300
‫شاید این جواب بده!

38
00:04:32,320 --> 00:04:35,000
‫بیاین! بیاین! اینجا نور هست!

39
00:04:35,250 --> 00:04:38,920
‫بیاین! بیاین! اینجا نور هست!

40
00:04:41,040 --> 00:04:43,130
‫از روبرو دارن میان! و از پشت سر...

41
00:05:10,450 --> 00:05:13,070
‫شانس آوردم! جواب داد!

42
00:05:14,210 --> 00:05:15,910
‫قبل از اینکه شیاطینِ بادِ بیشتری برسن،

43
00:05:15,910 --> 00:05:17,460
‫باید از اینجا برم بیرون.

44
00:05:17,460 --> 00:05:20,590
‫نرها؟ اگه یه ماده پیداش بشه چی؟

45
00:05:20,590 --> 00:05:22,550
‫شیاطین باد اکثراً نر هستن.

46
00:05:22,550 --> 00:05:24,810
‫ماده‌ها ظاهرشون با نرها فرق داره.

47
00:05:24,810 --> 00:05:25,720
‫اونا خیلی بزرگن.

48
00:05:26,480 --> 00:05:29,500
‫مثلِ رابطه‌ی ملکه‌ی مورچه‌ها و مورچه‌های کارگره.

49
00:05:29,500 --> 00:05:32,140
‫بین ده‌ها هزار نر، فقط یه ماده وجود داره.

50
00:05:32,140 --> 00:05:34,520
‫اون که دیگه نمی‌تونه انقدر بدشانس باشه، نه؟

51
00:05:37,060 --> 00:05:41,560
‫خب، بیا دعا کنیم خرگوشمون
‫با یه ماده روبرو نشه.

52
00:05:44,890 --> 00:05:45,880
‫این...

53
00:06:57,940 --> 00:06:59,580
‫من واقعاً زنده موندم.

54
00:07:01,190 --> 00:07:03,570
‫انگار این دفعه چاره‌ای ندارم.

55
00:07:03,570 --> 00:07:05,270
‫برای دوری از این شیاطین باد،

56
00:07:05,900 --> 00:07:07,900
‫باید سوار قطار بشم.

57
00:07:15,340 --> 00:07:16,990
‫خیلی تاریکه.

58
00:07:17,390 --> 00:07:20,000
‫بالاخره، یه تازه‌وارد.

59
00:07:21,640 --> 00:07:23,020
‫زنده‌ای یا روحی؟

60
00:07:23,020 --> 00:07:25,160
‫می‌خوای بیای باهامون ورق بازی کنی؟

61
00:07:25,900 --> 00:07:27,250
‫ورق بازی بلدی؟

62
00:07:28,720 --> 00:07:31,070
‫ار... ارواح! ارواح...

63
00:07:31,070 --> 00:07:33,680
‫ما روح نیستیم. زنده‌ایم.

64
00:07:34,320 --> 00:07:36,880
‫من «گائو می» هستم، از بخش کیمیاگری و
‫مهندسی مکانیکِ کالج کاسل،

65
00:07:36,880 --> 00:07:38,750
‫در حال حاضر متخصص دفتر اجرایی هستم.

66
00:07:39,420 --> 00:07:41,650
‫من «وان بوچیان» هستم، از دپارتمان پزشکی.

67
00:07:42,650 --> 00:07:44,490
‫از کالج؟

68
00:07:44,490 --> 00:07:45,790
‫هم‌کلاسی؟

69
00:07:46,210 --> 00:07:48,780
‫سلام، منم از کالج کاسل هستم.

70
00:07:48,780 --> 00:07:49,940
‫من «لو مینگ‌فی»ام.

71
00:07:49,940 --> 00:07:51,950
‫شما... واقعاً روح نیستید؟

72
00:07:51,950 --> 00:07:53,860
‫ما هر دوتامون زنده‌ایم.

73
00:07:53,860 --> 00:07:58,000
‫چند روز پیش، کالج ما رو فرستاد تا در موردِ
‫سرنخ‌های امپراتور اژدها تحقیق کنیم.

74
00:07:58,000 --> 00:08:00,590
‫تحقیقات ما رو به اینجا کشوند
‫و گیر افتادیم.

75
00:08:01,330 --> 00:08:02,730
‫چند روز پیش؟

76
00:08:03,510 --> 00:08:06,790
‫پس شما... خیلی وقته که اینجا گیر کردین؟

77
00:08:07,220 --> 00:08:08,250
‫آره...

78
00:08:08,730 --> 00:08:11,720
‫بدترین قانونِ اینجا

79
00:08:12,110 --> 00:08:13,790
‫اینه که نمی‌تونی بمیری.

80
00:08:15,810 --> 00:08:17,020
‫قانون؟

81
00:08:17,730 --> 00:08:18,990
‫قوانین اینجا چیه؟

82
00:08:18,990 --> 00:08:20,470
‫می‌تونید یه راهنمایی بکنید؟

83
00:08:20,830 --> 00:08:22,510
‫ریاضیاتت چطوره؟

84
00:08:22,510 --> 00:08:24,300
‫من همیشه رو لبه‌ی مردود شدنم.

85
00:08:25,420 --> 00:08:28,390
‫پس کارت تمومه. تو هم همین‌جا گیر میفتی.

86
00:08:28,990 --> 00:08:32,240
‫من اون زمان تو کالج رتبه‌ی دوم ریاضی رو داشتم.

87
00:08:32,240 --> 00:08:34,480
‫رتبه‌ی اول کی بود؟

88
00:08:34,480 --> 00:08:38,660
‫فکر کنم اسمش «فینگر فون فرینگز» بود.

89
00:08:39,760 --> 00:08:43,700
‫وای، هیچ‌وقت نفهمیدم اون آدمِ علاف
‫نابغه ریاضیه.

90
00:08:43,700 --> 00:08:46,290
‫اینجا چیزای زیادی هست که نمی‌تونی تصورشون کنی،

91
00:08:46,290 --> 00:08:49,200
‫ولی به زودی می‌بینی.

92
00:08:49,200 --> 00:08:50,880
‫چیزی که می‌تونم بهت بگم اینه که

93
00:08:50,880 --> 00:08:53,910
‫اینجا احتمالاً یه هزارتوی ساخته شده با کیمیاگریه،

94
00:08:53,910 --> 00:08:57,140
‫درست مثل «هزارتوی مینوس» در افسانه‌ها.

95
00:08:57,140 --> 00:08:58,550
‫هزارتوی مینوس؟

96
00:08:58,550 --> 00:09:02,610
‫تمام هزارتوهای مینوسی در تاریخ
‫توسط کیمیاگری ساخته شدن.

97
00:09:02,610 --> 00:09:05,980
‫و چنین هزارتوهایی حتماً نگهبان‌هایی دارن
‫که قوانین رو اجرا می‌کنن.

98
00:09:06,750 --> 00:09:08,410
‫پس نگهبانِ اینجا کیه؟

99
00:09:08,410 --> 00:09:10,240
‫به زودی می‌فهمی.

100
00:09:10,240 --> 00:09:12,040
‫ویژگیِ اصلیِ یه هزارتوی کیمیاگری

101
00:09:12,040 --> 00:09:14,710
‫اینه که باید قانونی برای فرار داشته باشه.

102
00:09:14,710 --> 00:09:16,870
‫این اساسِ خلقتِ اونه،

103
00:09:16,870 --> 00:09:18,990
‫و حتی نگهبان هم نمی‌تونه نقضش کنه.

104
00:09:18,990 --> 00:09:20,400
‫مثل یه یانلینگ؟

105
00:09:20,400 --> 00:09:23,070
‫آره، درست حدس زدی.

106
00:09:23,070 --> 00:09:25,950
‫این یه شگفتیه که با تکنولوژی اژدها ساخته شده،

107
00:09:25,950 --> 00:09:28,560
‫یه هزارتو زیرِ شهر شانگدو.

108
00:09:29,260 --> 00:09:32,560
‫اینجا، حتی بدون آب و غذا،

109
00:09:32,560 --> 00:09:34,260
‫نه پیر میشی و نه می‌میری.

110
00:09:35,240 --> 00:09:37,460
‫فقط ذره‌ذره تحلیل میری.

111
00:09:42,430 --> 00:09:44,920
‫مگر اینکه با استفاده از قوانین، نگهبان رو شکست بدی،

112
00:09:44,920 --> 00:09:47,790
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از اینجا بره بیرون.

113
00:09:47,790 --> 00:09:49,470
‫پس قوانین چیه...

114
00:09:49,470 --> 00:09:50,630
‫تگزاس هولدم (پوکر).

115
00:09:50,630 --> 00:09:53,920
‫آها. پس بگو چرا اولش پرسیدی ورق‌بازی بلدم یا نه.

116
00:09:53,920 --> 00:09:56,950
‫درسته. ما الان داریم به سمتِ نگهبان میریم.

117
00:09:57,330 --> 00:09:59,490
‫تو ۴۵ دقیقه وقت داری تا یاد بگیری.

118
00:09:59,890 --> 00:10:02,450
‫شرطِ این ورق‌بازی چیه؟

119
00:10:02,930 --> 00:10:06,330
‫این قطاری که توشی دائماً داره میره جلو.

120
00:10:06,710 --> 00:10:10,210
‫هر چی جلوتر میره، شرطِ تو سنگین‌تر میشه.

121
00:10:10,210 --> 00:10:14,000
‫هر چی بیشتر شکنجه‌ی تنهایی رو تحمل کنی،
‫شرطت بیشتر میشه.

122
00:10:14,000 --> 00:10:17,420
‫هر چی اندوه و ناامیدیت عمیق‌تر باشه،
‫شرطت بزرگتر میشه.

123
00:10:18,070 --> 00:10:20,760
‫ولی تو هرگز نمی‌میری،

124
00:10:21,360 --> 00:10:24,900
‫چون چیزی که شرط بستی، تنهاییته.

125
00:10:26,180 --> 00:10:30,020
‫خرگوش شماره ۲ هم باید تا الان
‫وارد نیبلونگن شده باشه.

126
00:10:31,270 --> 00:10:34,160
‫حتماً اونم از اون مدل آدماییه که
‫«بدون ژست گرفتن می‌میرن»، نه؟

127
00:10:34,160 --> 00:10:37,820
‫قیافه‌ش قبل از اینکه وارد مترو بشه یه جوری بود که انگار،

128
00:10:37,820 --> 00:10:40,030
‫«آه، من فقط اومدم که به قطار برسم.»

129
00:10:40,310 --> 00:10:44,120
‫آره، طبقِ برنامه، قطار باید به زودی برسه.

130
00:10:44,120 --> 00:10:46,370
‫هان؟ تو از کجا می‌دونی؟

131
00:10:46,370 --> 00:10:48,710
‫نکنه متروی نیبلونگن رو تو کنترل می‌کنی؟

132
00:10:48,710 --> 00:10:49,830
‫نه.

133
00:10:49,830 --> 00:10:51,640
‫راستش خیلی عجیبه،

134
00:10:51,640 --> 00:10:54,830
‫ولی نیبلونگن یه توهم نیست.

135
00:10:54,830 --> 00:10:56,590
‫اون قوانینِ خاصِ خودشو داره.

136
00:10:57,230 --> 00:10:59,240
‫هر نیبلونگنی متفاوته،

137
00:10:59,800 --> 00:11:03,480
‫اما این یکی به طرز معجزه‌آسایی از یه سری قوانین پیروی می‌کنه
‫به اسمِ

138
00:11:03,480 --> 00:11:06,970
‫«مقررات مدیریت و ایمنی ترافیکِ شهر شانگدو».

139
00:11:06,970 --> 00:11:10,230
‫مگه نیبلونگن توسط شهرداری کنترل میشه؟

140
00:11:10,230 --> 00:11:13,850
‫نه، یعنی یه سری قوانین رو از واقعیت کپی کرده.

141
00:11:13,850 --> 00:11:16,110
‫این یه واقعیتِ تحریف شده‌ست،

142
00:11:16,110 --> 00:11:18,700
‫با رابط‌هایی که با دنیای واقعی متفاوتن.

143
00:11:23,120 --> 00:11:25,580
‫دیدی؟ به همین سادگی.

144
00:11:40,440 --> 00:11:45,630
‫در این صورت، خرگوش شماره ۲ ما احتمالاً
‫تا الان سوار قطار شده.

145
00:11:46,540 --> 00:11:51,250
‫فکر می‌کنی چو زیهانگ، اون تک‌خالِ مخفیِ کالج کاسل،

146
00:11:51,250 --> 00:11:53,490
‫واقعاً طبق نقشه‌ی ما عمل می‌کنه؟

147
00:11:55,210 --> 00:11:58,140
‫آدمایی مثل اون همیشه روی لبه‌ی نقشه‌ها حرکت می‌کنن.

148
00:11:58,140 --> 00:12:01,420
‫حتی رناتا هم گفت که اگه چو زیهانگ با تمام قدرت بجنگه،

149
00:12:01,420 --> 00:12:03,490
‫اون لزوماً برنده نمیشه.

150
00:12:03,490 --> 00:12:06,830
‫ولی اون تنها کسیه که می‌تونه به «فنریر» ضربه‌ی کشنده بزنه.

151
00:12:06,830 --> 00:12:08,020
‫دقیقاً.

152
00:12:08,610 --> 00:12:14,040
‫پس بدون اون، چطور می‌خوایم برای لو مینگ‌فیِ خودمون
‫جاده‌صاف‌کن باشیم؟

153
00:12:22,260 --> 00:12:27,010
‫قدم زدنِ تنها زیر این بارون سرد حسِ واقعاً مزخرفی داره.

154
00:12:27,770 --> 00:12:29,750
‫هیچ‌کس اینجا نیست،

155
00:12:29,750 --> 00:12:31,730
‫و واگن در سکوتِ مطلق فرو رفته.

156
00:12:31,730 --> 00:12:35,730
‫این حس که با تمام قدرت آماده باشی ولی حریفی نبینی،
‫به همون اندازه وحشتناکه.

157
00:12:35,730 --> 00:12:40,130
‫ترک‌ها؟ انگار تونل نمی‌تونه جلوی فرسایش آب دووم بیاره
‫و داره فرو می‌ریزه.

158
00:12:40,820 --> 00:12:42,190
‫میرم چکش کنم.

159
00:12:59,590 --> 00:13:01,020
‫خدمتگزاران مرگ!

160
00:13:04,590 --> 00:13:06,610
‫می‌دونم حرفم رو نمی‌فهمید،

161
00:13:07,140 --> 00:13:09,180
‫ولی تمام این سال‌ها...

162
00:13:09,180 --> 00:13:12,380
‫آرزوی دیدن دوباره‌تون رو داشتم!

163
00:13:13,430 --> 00:13:16,180
‫از بلندای بابل،

164
00:13:16,930 --> 00:13:18,730
‫مثل خورشید بسوز!

165
00:13:20,080 --> 00:13:23,190
‫یانلینگ: شعله‌های فرمانروا!

166
00:13:39,240 --> 00:13:40,540
‫بازم هستن؟

167
00:14:11,600 --> 00:14:14,020
‫انگار این موجودات اصلا از مرگ نمی‌ترسن.

168
00:14:14,020 --> 00:14:15,490
‫تمومی ندارن.

169
00:14:16,340 --> 00:14:17,910
‫نمی‌تونم اینطوری ادامه بدم.

170
00:14:18,670 --> 00:14:20,080
‫انگار مجبورم...

171
00:14:20,080 --> 00:14:21,750
‫یانلینگ: چشمان پادشاه باد!

172
00:14:27,120 --> 00:14:28,140
‫داداش!

173
00:14:29,070 --> 00:14:29,480
‫تو...

174
00:14:29,480 --> 00:14:31,140
‫زود باش! قلمروت رو به حداکثر برسون!

175
00:14:32,290 --> 00:14:34,560
‫ارواحِ ساکن در درون، با من برقصید.

176
00:14:34,560 --> 00:14:36,400
‫از بلندای بابل،

177
00:14:36,400 --> 00:14:37,600
‫مثل خورشید بسوز!

178
00:14:38,100 --> 00:14:40,190
‫یانلینگ: چشمان پادشاه باد!

179
00:14:38,100 --> 00:14:40,190
‫یانلینگ: شعله‌های فرمانروا!

180
00:15:03,910 --> 00:15:05,520
‫انگار کار همشون رو ساختیم.

181
00:15:05,520 --> 00:15:07,750
‫باورم نمیشه! هنوز زنده‌م!

182
00:15:09,870 --> 00:15:11,860
‫لـ... لباست؟

183
00:15:12,310 --> 00:15:13,510
‫چیزی نیست.

184
00:15:13,510 --> 00:15:15,600
‫وقتی از شعله‌های فرمانروا استفاده کردم سوخت.

185
00:15:16,290 --> 00:15:17,260
‫تو چرا اینجایی؟

186
00:15:17,260 --> 00:15:17,980
‫من...

187
00:15:18,850 --> 00:15:21,390
‫دیشب بهت پیام دادم و جواب ندادی.

188
00:15:21,390 --> 00:15:22,960
‫همینجوری عشقی...

189
00:15:22,960 --> 00:15:25,930
‫مکانت رو چک کردم.

190
00:15:28,720 --> 00:15:30,900
‫چطوری تونستی مکانم رو چک کنی؟

191
00:15:31,240 --> 00:15:33,760
‫آخرین باری که داشتم با گوشیت ور می‌رفتم،

192
00:15:33,760 --> 00:15:38,130
‫یواشکی سرویس ردیابی رو با اپراتورت فعال کردم!

193
00:15:40,450 --> 00:15:43,010
‫خیله خب، خیله خب! می‌دونم آبروریزیه!

194
00:15:43,010 --> 00:15:44,400
‫اعتراف می‌کنم، خب که چی؟

195
00:15:44,400 --> 00:15:46,580
‫دیدم که تو اورینتال پلازا هستی،

196
00:15:46,580 --> 00:15:49,580
‫ولی اون ساعت باید بسته می‌بود، واسه همین من...

197
00:15:51,780 --> 00:15:55,280
‫یهو یاد اون افسانه‌ی مترو افتادم که بهم گفته بودی...

198
00:15:56,220 --> 00:15:58,300
‫تو گوشیت رو جواب نمی‌دادی،

199
00:15:58,300 --> 00:16:00,350
‫و من نگران شدم که نکنه بلایی سرت اومده باشه،

200
00:16:00,350 --> 00:16:01,850
‫واسه همین اومدم اینجا.

201
00:16:04,350 --> 00:16:07,600
‫این‌جور سرویس‌ها معمولاً توسط خانم‌های خانه‌دار

202
00:16:07,600 --> 00:16:09,040
‫برای کنترل کردنِ شوهراشون استفاده میشه.

203
00:16:10,110 --> 00:16:11,770
‫به چی می‌خندی؟

204
00:16:11,770 --> 00:16:13,480
‫اگه من نبودم، هنوز توی خطر بودی!

205
00:16:13,480 --> 00:16:15,090
‫انقدر با عجله خودمو رسوندم اینجا،

206
00:16:15,090 --> 00:16:17,330
‫ببین، هنوز دمپایی پامه!

207
00:16:23,020 --> 00:16:24,330
‫ممنون.

208
00:16:26,750 --> 00:16:30,470
‫راستی، چرا مترو تا این وقتِ شب کار می‌کنه؟

209
00:16:30,960 --> 00:16:32,460
‫ما دقیقاً کجاییم؟

210
00:16:32,460 --> 00:16:35,680
‫نیبلونگن، یا همون «سرزمین مردگان».

211
00:16:36,570 --> 00:16:38,300
‫بالاخره اون فرضیه تایید شد.

212
00:16:38,870 --> 00:16:42,530
‫قلمرو واقعیِ «امپراتور اژدها» توی واقعیت وجود نداره.

213
00:16:42,530 --> 00:16:45,400
‫اون توی یه بُعد عجیب به نام «نیبلونگن» قرار داره،

214
00:16:45,400 --> 00:16:47,860
‫یه قلمروی مستقل که با کیمیاگری ساخته شده.

215
00:16:48,730 --> 00:16:53,110
‫اگه اشتباه نکنم، «شهر برنزی» که لو مینگ‌فی
‫قبلاً رفته بود هم یه نیبلونگن بود.

216
00:16:53,790 --> 00:16:57,370
‫وقتی واردش بشی، می‌بینی که خیلی بزرگتر از
‫چیزیه که از بیرون به نظر می‌رسه.

217
00:16:57,900 --> 00:17:01,830
‫لو مینگ‌فی گفت که همه چیز اون تو نو به نظر میاد.

218
00:17:01,830 --> 00:17:05,430
‫دلیلش اینه که زمان توی نیبلونگن جریان نداره.

219
00:17:05,430 --> 00:17:09,310
‫پس... اون چیزایی که بهمون حمله کردن چی بودن؟

220
00:17:09,310 --> 00:17:10,630
‫خدمتگزارانِ مرگ.

221
00:17:10,630 --> 00:17:13,320
‫دورگه‌هایی که خون اژدها وجودشون رو تسخیر کرده،

222
00:17:13,320 --> 00:17:16,170
‫موجوداتی بین انسان و اژدها، بین مرگ و زندگی.

223
00:17:17,220 --> 00:17:18,750
‫اونا هوشیاری‌شون رو از دست دادن.

224
00:17:19,330 --> 00:17:20,850
‫مثل ارواح سرگردان می‌مونن.

225
00:17:22,310 --> 00:17:25,550
‫منم احتمالاً آخرش شبیه اونا میشم...

226
00:17:26,870 --> 00:17:29,880
‫ولی این استخون‌ها شبیه پرنده‌ن.

227
00:17:29,880 --> 00:17:31,280
‫خدمتگزاران مرگِ پرنده‌شکل؟

228
00:17:36,570 --> 00:17:40,680
‫پس امشب فقط اون پرنده‌های عجیب بودن
‫که بهم حمله می‌کردن،

229
00:17:41,360 --> 00:17:42,400
‫نه اونا...

230
00:17:43,150 --> 00:17:47,080
‫این من بودم... که نمی‌تونستم شیاطین درونم رو رها کنم.

231
00:17:47,470 --> 00:17:51,080
‫اگه اینجا نیبلونگنه، پس امپراتور اژدها هم باید همین‌جا باشه.

232
00:17:52,320 --> 00:17:54,680
‫حیف شد که مترو رو منفجر کردیم،

233
00:17:54,680 --> 00:17:57,070
‫وگرنه ما رو صاف می‌برد پیش امپراتور اژدها، نه؟

234
00:17:57,070 --> 00:18:00,200
‫اشکالی نداره. هنوزم می‌تونیم ریل‌ها رو دنبال کنیم.

235
00:18:03,060 --> 00:18:03,930
‫کمکم کن اینو بیارم.

236
00:18:03,930 --> 00:18:07,040
‫هی! داداش، شوخیت گرفته؟

237
00:18:07,040 --> 00:18:09,650
‫من با دمپایی و بدون جوراب اومدم نجاتت بدم!

238
00:18:09,650 --> 00:18:11,220
‫اون‌وقت می‌خوای وسایلت رو هم من بیارم؟

239
00:18:11,220 --> 00:18:12,730
‫بویی از انسانیت نبردی؟

240
00:18:12,730 --> 00:18:15,360
‫منظورم اینه که حمل کردن این جعبه واسه من سخته.

241
00:18:15,360 --> 00:18:17,360
‫اونوقت واسه من راحته؟

242
00:18:17,360 --> 00:18:20,750
‫منظورم اینه که، اگه با دمپایی راحت نیستی راه بیای...

243
00:18:20,750 --> 00:18:22,030
‫می‌تونم کولت کنم.

244
00:18:27,910 --> 00:18:29,040
‫وایستادیم؟

245
00:18:29,040 --> 00:18:33,050
‫آره، دوئل قوانین با نگهبان داره دوباره شروع میشه.

246
00:18:37,840 --> 00:18:41,140
‫این نگهبانه، کارت‌بخش‌کنِ (دیلر) بازی.

247
00:18:46,910 --> 00:18:51,310
‫این... همون ملکه‌ی شیاطین باده که
‫توی تونل بهم حمله کرد!

248
00:18:51,310 --> 00:18:53,840
‫نگران نباش. دیلر بهت آسیب نمی‌زنه.

249
00:18:53,840 --> 00:18:55,840
‫اگه بهش حمله کنی، تلافی نمی‌کنه.

250
00:18:55,840 --> 00:18:57,830
‫فقط مثل یه ماشین باهاش رفتار کن.

251
00:18:59,900 --> 00:19:04,270
‫حالا، توزیعِ ژتون‌ها.

252
00:19:10,720 --> 00:19:12,650
‫هان؟ عمراً.

253
00:19:13,140 --> 00:19:15,020
‫ژتونِ من فقط یه در نوشابه‌ست؟

254
00:19:15,020 --> 00:19:17,850
‫می‌دونم تازه‌واردم و هنوز انرژی منفی زیادی جمع نکردم،

255
00:19:17,850 --> 00:19:21,050
‫ولی باهام راه بیا دیگه، حداقل دو تا سکه بده!

256
00:19:21,050 --> 00:19:23,140
‫در نوشابه اینجا بالاترین ارزش رو داره،

257
00:19:23,440 --> 00:19:25,780
‫هر کدومش ۱۰۰۰ سکه طلای تیره می‌ارزه.

258
00:19:25,780 --> 00:19:26,890
‫جان؟

259
00:19:26,890 --> 00:19:29,440
‫هر تازه‌واردی انقدر ژتون نمی‌گیره.

260
00:19:29,440 --> 00:19:31,050
‫وقتی من و گائو می اومدیم،

261
00:19:31,050 --> 00:19:32,520
‫فقط نفری یه سکه گرفتیم.

262
00:19:33,010 --> 00:19:35,890
‫دیلر وضعیت ذهنی تو رو می‌خونه.

263
00:19:35,890 --> 00:19:38,780
‫هر چی تنهاتر باشی، ژتون بیشتری می‌گیری.

264
00:19:38,780 --> 00:19:40,920
‫کسانی که همه چی رو ببازن باید فوراً اینجا رو ترک کنن،

265
00:19:40,920 --> 00:19:44,850
‫سوار یه خط متروی دیگه بشن و تنها توی این هزارتو سرگردان بشن

266
00:19:44,850 --> 00:19:46,950
‫تا وقتی که دور بعدی شروع بشه.

267
00:19:47,290 --> 00:19:48,560
‫بی‌خیال!

268
00:19:50,080 --> 00:19:52,210
‫هی! من واقعاً انقدر بدبختم؟

269
00:19:52,210 --> 00:19:54,490
‫حالا بذار قوانین رو توضیح بدم.

270
00:19:54,490 --> 00:19:58,490
‫به هر بازیکن دو تا کارت داده میشه،
‫و پنج تا کارت مشترک هم روی میز هست.

271
00:19:58,490 --> 00:20:01,030
‫پنج تا کارت مشترک توی سه مرحله رو میشن.

272
00:20:01,030 --> 00:20:03,780
‫سه تا کارت توی مرحله اول، و یه کارت توی دو مرحله‌ی بعدی.

273
00:20:03,780 --> 00:20:06,160
‫در نهایت، هر بازیکن پنج تا کارت رو
‫از بین هفت کارت انتخاب می‌کنه،

274
00:20:06,160 --> 00:20:09,680
‫دو تا کارتِ توی دستش و سه تا از پنج کارتِ روی میز.

275
00:20:09,680 --> 00:20:11,960
‫بازیکنی که بهترین دستِ پوکر رو داشته باشه برنده میشه.

276
00:20:11,960 --> 00:20:17,650
‫حالا... بگذارید... بازی... شروع شود.

277
00:20:19,230 --> 00:20:21,900
‫چهار تا ملکه (کویین)، من دوباره بردم.

278
00:20:21,900 --> 00:20:24,770
‫لو مینگ‌فی، دور بعدی نوبت توئه که کارت‌ها رو رو کنی.

279
00:20:24,770 --> 00:20:25,610
‫باشه.

280
00:20:26,200 --> 00:20:28,870
‫کارت‌های دستِ من یه ۳ و یه ۶ هستن.

281
00:20:28,870 --> 00:20:31,960
‫سه تا کارت مشترکِ روی میز هم
‫یه ۹، یه سرباز و یه شاه هستن.

282
00:20:32,970 --> 00:20:35,990
‫با این کارت‌های مزخرف عمراً بتونم یه دستِ خوب بسازم.

283
00:20:39,310 --> 00:20:40,790
‫داره چیکار می‌کنه؟

284
00:20:40,790 --> 00:20:41,960
‫خیلی عصبانی به نظر میاد.

285
00:20:41,960 --> 00:20:45,740
‫این پسره می‌خواد با پا گذاشتن رو دوش تو،
‫با دوست‌دخترش فرار کنه.

286
00:20:48,040 --> 00:20:49,620
‫تـ... تـ... تو...

287
00:20:49,620 --> 00:20:51,360
‫معلومه که منم.

288
00:20:51,360 --> 00:20:54,230
‫گفتم بیا با هم بریم، ولی تو محلم نذاشتی.

289
00:20:54,230 --> 00:20:55,890
‫رفتی جای اشتباهی؟

290
00:20:55,890 --> 00:20:57,360
‫می‌خوای جامون رو عوض کنیم؟

291
00:20:57,360 --> 00:20:59,760
‫یه دروازه باز می‌کنم و میارمت بیرون.

292
00:20:59,760 --> 00:21:00,780
‫نچ، نمی‌خواد.

293
00:21:02,650 --> 00:21:04,880
‫من فقط ادبشون کردم،

294
00:21:04,880 --> 00:21:06,190
‫و واقعاً نکشتمشون.

295
00:21:06,190 --> 00:21:08,080
‫جوری باهام رفتار می‌کنی که انگار آدم بدم.

296
00:21:08,790 --> 00:21:12,200
‫داداش، تو تنهایی نمی‌تونی از اینجا بری بیرون.

297
00:21:12,200 --> 00:21:14,460
‫اون «گائو می» ریاضیش خیلی خوبه،

298
00:21:14,460 --> 00:21:15,710
‫و اون دستت رو خونده (گولت زده).

299
00:21:16,360 --> 00:21:17,530
‫منظورت چیه؟

300
00:21:18,000 --> 00:21:19,430
‫بذار اینطوری بگم.

301
00:21:19,430 --> 00:21:21,940
‫گائو می در واقع می‌خواد هم تو و هم دیلر رو شکست بده،

302
00:21:21,940 --> 00:21:25,300
‫و ژتون کافی جمع کنه تا دوست‌دخترش رو از اینجا ببره.

303
00:21:25,300 --> 00:21:27,890
‫اون در واقع خیلی خوشحاله که تو اومدی اینجا

304
00:21:27,890 --> 00:21:30,230
‫چون تو می‌تونی جایگزین اون بشی (قربانی بشی).

305
00:21:30,230 --> 00:21:31,220
‫لعنتی!

306
00:21:31,220 --> 00:21:32,800
‫ولی نگران نباش.

307
00:21:32,800 --> 00:21:34,630
‫حالا که من اینجام...

308
00:21:34,630 --> 00:21:37,490
‫با وجود من، تو شکست‌ناپذیری.

309
00:21:39,610 --> 00:21:40,950
‫حالا همه رو شرط ببند (All in کن)!

310
00:21:41,550 --> 00:21:43,770
‫اصلاً بلدی ورق بازی کنی؟

311
00:21:43,770 --> 00:21:46,540
‫من فقط یه دونه ژتون طلای تیره دارم و یه دستِ مزخرف!

312
00:21:46,540 --> 00:21:48,220
‫«همه رو شرط ببند» دیگه چه صیغه‌ایه!

313
00:21:48,220 --> 00:21:50,240
‫یه ژتون مثل یه ریشه می‌مونه.

314
00:21:50,240 --> 00:21:53,580
‫یه درخت تا وقتی ریشه‌هاش زنده باشن، زنده می‌مونه.

315
00:21:53,580 --> 00:21:58,050
‫میگن اگه با یه دلار بری لاس وگاس و ۲۸ بار پشت هم ببری،

316
00:21:58,050 --> 00:22:00,090
‫کلِ شهر رو برنده میشی.

317
00:22:00,400 --> 00:22:02,320
‫داداش، بهم اعتماد کن.

318
00:22:02,890 --> 00:22:05,450
‫نه تنها کل شهر رو می‌بری،

319
00:22:06,310 --> 00:22:09,010
‫بلکه صاحبِ تمام دنیا میشی!

